نوشت افزار لوکس؛ بحران تازه خانواده‌های ایرانی

به گزارش ایران نوشت؛ در حالی به اواسط شهریور رسیده ایم که حدود ۱۰روز دیگر ، ۱۴ میلیون دانش آموز راهی مدارس خواهند شد. دانش آموزانی که اگر هرکدام به‌طور متوسط مبلغ ٣۰۰ هزار تومان برای لوازم التحریر خود هزینه کرده باشند(که این میزان تنها خرید یک دست لوازم التحریر در سطح متوسط و اندازه جزئی را شامل می شود) با یک حساب و کتاب جزیی می‌توان فهمید که گردش مالی این بازار در آستانه مهر چیزی بیش از چند ده هزار میلیارد است.

تابستان ٩٨ نیز در سایه فراز و نشیب های تاریخ به ایستگاه پایانی خود رسید. شهریور اما از نگاهی دیگر نه پایان، که شاید سرخط یک آغاز باشد؛ آغازی دیگر که سطرهای آن در امتدادِ پادشاهِ فصل ها پاییز، مشق می شود.
پاییز که همراه خود پنجره های باران خورده ،بوی خاک خیس و سنگفرش های نارنجی شده را می آورد و ماه مهر که با هر قدم که به آغازش نزدیک می شویم، حس نوستالژیکِ بوی کاغذ و کتاب نو و جعبه های جذاب مداد رنگی های فابرکاستل را در خاطرمان زنده می کند. هرچند اشتیاق این نوستالژیک، در آستانه ماه مهر و وضعیت آشفته بازار لوازم التحریر برای خانواده ها رنگ باخته است و همزمان با بوی ماه مهر، بوی گرانی نوشت افزار و ملزومات مدرسه نیز، به مشام بیش از ۱۴ میلیون دانش آموز کشور می رسد.
اگر این ۱۴ میلیون نفر، هرکدام به‌طور متوسط مبلغ ٣۰۰ هزار تومان برای خود لوازم‌التحریر خریده باشند(که این میزان تنها خرید یک دست لوازم التحریر در سطح متوسط و اندازه جزئی را شامل می شود) با یک حساب و کتاب جزیی می‌توان فهمید که گردش مالی این بازار در آستانه مهر چیزی بیش از چند ده هزار میلیارد است.
در این میان و در سایه بحران اقتصادی کشور و نوسانات نرخ ارز، همچنین عدم نظارت و کنترل به هنگام بازار لوازم التحریر توسط نهاد های مربوط، لوازم التحریر و نوشت افزارها هم از گرانی‌ها بی رویه و فراتر از انتظار مستثنا نبوده و نسبت به سال گذشته افزایش سر سام آوری داشته است.

در حالی که ادعا می شود اکنون ۶۰درصد لوازم التحریر تولید داخلی هستند اما به نظر می رسد این آمار حتی اندکی نیز به حقیقت نزدیک نیست. چرا که مشاهدات عینی آن چه را که نشان می دهد حکایت از حضور بیش از ۶۰ درصدی چینی ها در بازار لوازم التحریر و نوشت افزاز در ایران دارد. انحصاری که به نظر می رسد در اختیار چشم بادامی ها قرار گرفته و به راحتی نمی توان آنان را از بازار ایران بیرون راند.

بازار لوازم التحریر اما نسبت به سال هایی که به خاطر می آورم، خلوت است و هیاهو و اشتیاق آن سال ها در آن دیده نمی شود. اکثر خانواده ها بدون فرزندانشان به فروشگاه ها آمده و با خرید چند اقلام ضروری، در برهوت رسیدگی مسئولان در تجارت بی حساب و کتابی به نام نوشت افزار، کیف، کفش و لباس، سعی دارند تا اوضاع اقتصادی خود را تاحدودی در کنترل داشته باشند، اوضاعی که بی شک در روزهای پایانی شهریور ماه و در سایه چند برابری و فروش‌های بی نظارت آن روزها بغرنج تر خواهد شد!
این بحران روزافزون در حالی گریبان گیر خانواده های ایرانی و البته فروشندگان لوازم التحریر شده است که خبرهایی از ورود لوازم التحریر لوکس خارجی برای مناظق خاصی از تهران و ایران به گوش می رسد. در حالی خانواده های ایران درگیر بحران جدی گرانی افسارگسیخته لوازم التحریر شده اند که ناباورانه اقلیتی نیز هستند که برای تهیه لوازم التحریر فرزندان خود نه راهی بازار تهران که راهی استانبول و دبی می شوند تا از آنجا برای آغاز سال جدید تحصیلی خود خرید کنند و این تازه همه ماجرا نیست. وارد کنندگان خاصی نیز در همین شهر هستند که برای مشتریان خاص خود نوشت افزار و دفتر و سایر وسایل مورد نیاز برای آغاز سال تحصیلی را از آلمان و فرانسه وارد می کنند تا مبادا این فرزندان در مدارس چند ده میلیونی خود کمترین بحرانی از بابت شیک نبودن لوازم التحریر خود پیدا کنند.

با این حال در روزهای میانی شهریور و در حالی که زمانِ زیادی تا آغاز سال تحصیلی جدید نمانده، سراغ چند فروشگاه لوازم التحریر می رویم تا از نزدیک از احوال این نوستالژی پاییزیِ گران قیمت باخبر شویم.

*بی مهریِ ماه مهر در سایه گرانی

ویترین های نونوار شده یکی از فروشگاه های لوازم التحریر در یکی از مناطق تهران را از نظر می گذرانم. با دیدن جلد های پرزرق و برق و رنگارنگ دفترهای سیمی و فانتزی، ست خودکارهای رنگی و مدادرنگی های چند طبقه که هر رهگذری را جذب می کند، ناخداگاه پس از سال ها، دلتنگ روزگار نیمکت نشینی ام می شوم!
بعد از چند دقیقه، صدای زن میانسالی مرا از دنیای پشت ویترین بیرون می کشد. نگاهی به ویترین انداخته و با ناامیدی از همان دم در قیمت دفتر ۱۰۰ برگ و یک کوله پشتی کوچک را می پرسد، سپس سری تکان می دهد و از وارد شدن به مغازه پشیمان می شود.
به قامت زن و به چادرش که روی زمین کشیده می شود، خیره می شوم. به دنبالش می روم و در حالی که چادرش را از پشت جمع کرده و به دستش می دهم، سعی می کنم تا به بهانه ای سر صحبت را با او باز کنم.

خانم علیجانی خانه دار است اما گاهی خیاطی و گلدوزی هم می کند تا کمک خرج خانه باشد. او که مادر سه دختر دانش آموز است، به خاطر بیماری تنفسی یکی از دخترانش در این منطقه و در یک واحد پنجاه متری به همراه همسرش زندگی می کنند. همسرش بازخرید شده است؛ همینقدر می گوید!
در همان ابتدا انگشت های سوزن خورده اش را نشانم می دهد و ادامه می دهد: «از صبح خروس خوان برای خرید چند دفتر و خودکار بیرون آمدم اما دیگر کم آوردم. بعد از سه سال می خواهم برای یکی از دخترها کیف بخرم اما نمی توانم. برای خرج زندگی روزمره هم مانده ام. به سر و وضع من نگاه کنید.
امروز بدون فرزندانم، تنها به بازار آمدم تا دفتر و لوازم تحریر ارزان قیمت پیدا کنم. مبادا چیزی دلشان بخواهد و شرمنده شوم. تمام مغازه های این منطقه را گشته ام اما باز هم با جیبم جور در نمی آید.»
کمی نگاهش می کنم و به یاد دفترهای ۱۰۰ برگ چهل هزارتومنی فروشگاه می افتم. دفترهای ساده غیرسیمی با جلد های سفت سرمه ای و یشمی که در سال ٨٣ با قیمت ٨۰۰ تومان آن ها را می خریدیم و برای درس هایی که دوستشان نداشتیم، کنار می گذاشتیم! حال اگر خانم علیجانی بخواهد برای سه درس مهم که دفتر با برگه های زیاد نیاز دارد، دفتر تهیه کند، باید برای هر کدام از دخترانش، فقط ۱٢۰ هزارتومان پول برای دفتر بدهد، آن هم تنها برای سه کتاب از میان بیش از ۱۰ کتاب درسی که امروزه اکثرشان به دفتر احتیاج دارند!خانم علیجانی که نگران ناهار دخترانش است را با نگاه بدرقه می کنم و داخل همان فروشگاه می شوم.

آقا اردشیر که به همراه پسرش فروشگاه را می گرداند، نزدیک به ٣۰ سال است که در کار فروش لوازم التحریر است. او درباره ضرر افزوده ای که یک فروشنده از این وضعیت بازار می برد، به «شمارسانه» می گوید: «این قیمت های بالا برای منِ فروشنده نه تنها منفعتی ندارد که ضرر هم دارد. حتی اگر قیمت از این مقدار هم بالاتر برود، ما مجبوریم که این اقلام را حتی دو برابر بیشتر از قیمت یک هفته پیش خریداری کنیم. فروشی هم نمی کنیم که سودی در جیبمان برود. وضعیت بازار را که می بینید. سال گذشته همین موقع در این مغازه جای سوزن انداختن نبود. حالا مشتری می آید، قیمت می کند و می رود. اگر هم خریدار باشد، آنقدر اقلام مورد نیازش را با وسواس انتخاب می کند که در نهایت از دو دفتر و سه خودکار بالاتر نمی رود. از طرفی جدا از بالا رفتن قیمت کاغذ که باعث گران شدن کتاب و دفتر و دفترچه شده، وارداتی بودن برخی مواد اولیه مثل جوهر خودکار و پتروشیمی و بالا رفتن قیمت پلاستیک نیز باعث افزایش دو برابری قیمت خودکار شده است.
به همین ترتیب، تمام جنس هایی که چند برابر بیشتر از قیمت معقول آن خریداری کرده ام، روی دستم می ماند.»
وی با اذعان به افزایش ۴۰ درصدی قیمت نوشت‌افزار ادامه می دهد: «به مواردی که گفتم، دستفروش ها را هم اضافه کنید که از اواسط تابستان بساط لوازم تحریر تقلبی و بی کیفیت را در خیابان‌ها پهن می‌کنند و باعث دامن زدن به کاهش درآمد نوشت‌افزار فروشی‌های مجاز می‌شوند.»

آقا اردشیر ادامه می دهد: «الان این ماژیک وایت برد که من دارم، شده جعبه‌ای ٣۶ هزارتومان درحالی که ۱٢ تا ۱٣ هزارتومان بود. یکی دو ماه پیش شد ٢٢ هزارتومان اما یکدفعه شد ٣۶ هزار تومان واقعاً غیرقابل توجیه است. یعنی هر یک ماژیک هزارتومانی شده ٣ هزار تومان. ما که هزار و ۵۰۰ فروخته‌ایم از کجا بیاوریم ٣ هزارتومان بخریم؟
تازه مشتری هر بار که قیمت می پرسد،یک حرف سر بالا به ما هم می زند!قبلا این توجیه را برای خود داشتیم که اگر گران می‌خریم گران هم می‌فروشیم ولی حالا چه!»

آقا اردشیر دل پری دارد. نگران لعن و نفرین مشتری است و نگران آینده!آینده ای که حال نگرانی برایش، نقل محافل و گفتگوهای خیابانی شده است.
از فروشگاه آقا اردشیر خارج می شوم. از این فاصله خلوتی مغازه های این راسته را بهتر می‌توانم ببینم.

*حمایت از تولیدِ گرانبهای داخلی!

مسیر را ادامه می دهم. پا شل می کنم تا با افراد بیشتری حرف بزنم.«وضع بازار خراب است!» این جمله دائم تکرار می شود.
مردی که در اکثر فروشگاه هایی که رفتم او را دیدم با دیدنم در یک فروشگاه کوچک جلو می آید و می گوید: «یک دفتر نقاشی با یک مداد رنگی تا حالا شد ٧۰ هزار تومان!این جامدادی را ببین. یک تکه پارچه و یک زیپ است که ۶۰ هزارتومان پولش را داده ام. قیمت ساده ترین کیف هایشان از ٢۰۰ هزارتومان شروع می شود؛ کیفی که وسط سال باید آن را یا رفو کنی یا دور بیندازی. اگر خبرنگاری این ها را هم بنویس!»
سری تکان می دهم و از فروشگاه بیرون می آیم.

نبش یک کوچه بن بست، دو کلی فروشی لوازم التحریر است که در کنار هم قرار گرفته اند و به نسبت فروشگاه قبل، چند مشتری دارند.
یکی از فروشنده ها، در حالی که از سر و کله زدن با یک مشتری کلافه است می گوید: «وضعیت ما را ببین! همین ست خط کش و پرگار را من در یک روز با دو قیمت خریدم. باورتان می شود در عرض ٢۴ ساعت یه جنس دو بار گران شود؟ آن وقت این بنده خدا فکر می کند من قیمت تعیین می کنم، من که سال قبل با ۱۵ میلیون همین مغازه را پر از جنس می کردم اما حال ۱۵ میلیون قیمت چند کارتن جنس معمولی هم نمی شود. قیمت را در بازار آشفته ایران نه منِ فروشنده و نه دولت و ارگان بخصوص که یک قشر تعیین می کند؛ قشر سرمایه دار!»
این فروشنده ادامه می دهد: «در این میان شعار حمایت از تولید داخلی سر داده و به خورد ما هم می دهند. این چه تولید داخلی است که کاغذ دفاترش خارجی است، جلدش خارجی است و فقط در داخل کشور چاپ می شود؟!
همین کالای داخلی را گاه گران تر از کالای خارجی به ما تحویل می دهند. گاه آنقدر جنس ها کیفیت پایینی دارند که با یک ورق زدن ساده برگه ها جدا می شوند!
از طرفی این اجناس جدا از کیفیت، به خاطر اینکه شکل و شمایل به روزی هم ندارند اغلب روی دستمان می مانند. بیشتر مشتری ها لوازم‌التحریر چینی مزین به نقش و نگار انیمه های آسیای شرقی را می پسندند.»

البته باید گفت که هیچ نوشت افزاری به صورت صفر تا صد در داخل تولید نمی شود و بخش مهمی از آن مانند،چوب مداد،نوک خودکار و کاغذ وارداتی از کشورهایی مثل چین، هند، اندونزی، کره‌جنوبی و مالزی است و به همین دلیل نرخ ارز آن را متاثر می کند.

سر درد دل ها که باز می شود، یکی از مشتری ها می گوید: «برای من که یک کارمند ساده و از قشر متوسط هستم، یک بسته کامل از لوازم التحریر که کیفیت چندان بالایی هم نداشته باشد، دست کم ۴۰۰ هزارتومان تمام می شود، بسته ای که سال گذشته با ۱۵۰ هزار تومان هم می شد خریداری کرد. تازه این تنها هزینه لوازم التحریر است. هزینه لباس فرم، سرویس، شهریه مدرسه و … جای خود را دارد که برای خانواده هایی که چند فرزند دارند به مراتب سخت تر هم خواهد شد.»

او درباره نمایشگاه های فروش لوازم التحریر که در آستانه ماه مهر آغاز به کار می کنند ادامه می دهد:« به تصور عموم این نمایشگاه ها اقلام با کیفیت پایین را در تعداد و تنوع زیاد گردهم می آورند و از لحاظ قیمت نیز چندان با فروشگاه های سطح شهر تفاوت ندارد که البته تاحدودی درست هم هست و در برخی موارد حتی برابری قیمت هم طبق تجربه من وجود دارد.»

*گشت و گذاری در وادی قیمت ها

طبق آمار، مداد مشکی و قرمز بسته به نوع کیفیت، قیمتی بین ۱۵۰۰ تا ٣ هزار تومان دارد، مداد نوکی ۱٣ تا ٢۵ هزار تومان، نوک ۵ تا ٧هزار تومان، خودکار معمولی ٣ هزار تومان و خودکارهای باکیفیت قیمتی بین ۱۵ تا
٢۰ هزار تومان دارند.
البته اقلام نامبرده در کیفیت متوسط رو به خوب است چراکه از مداد نوکی ۱۰۰ هزار تومانی تا مداد رنگی ۱٢۰ رنگ فابرکاستل ٣ میلیون و هشتصد و پنجاه هزارتومانی نیز در این بازار جایی برای خود دارد!
اما در سطح متوسط مداد رنگی کوچک ٧ تا ۱۰ هزار تومان، ۱٢ رنگ با کیفیت معمولی ٢۵هزار تومان، ٢۴ رنگ ۶۰ هزار تومان و مداد رنگی ٣۶ رنگ ٧۰ هزار تومان قیمت خورده است.
کیف جا مدادی بسته به طرح و مدل و کیفیت قیمتی بین ۱۵ تا ۵۰ هزار تومان دارد، قیمت ماژیک ٨ تا ۱۵ هزار تومان، پاک‌کن ۴ تا ۱۰ هزار تومان و تراش ٣ تا ۱۵ هزار تومان است.
امسال با توجه به گران شدن کاغذ، دفتر و دفترچه یادداشت بیش از سایر لوازم التحریر افزایش قیمت داشته‌اند؛ قیمت هر دفتر سیمی ۱۰۰ برگ ٣۰ تا ۵۰ هزار تومان، سیمی ٨۰ برگ ٢۰ تا ۴۰ هزار تومان، ۶۰ برگ ۱۵ تا ٢۵ هزار تومان و ۴۰ برگ ۱٢ تا ۱٨ هزار تومان است؛ دفتر معمولی نیز با کمی تفاوت قیمت نسبت به دفاتر سیمی، بسته به جنس و تعداد برگ، قیمتی بین ۱۰ تا ٣۰ هزار تومان دارد.
کیف و کوله پشتی نیز امسال بسته به جنس و اندازه با قیمت ۱۱۰ تا ٨۰۰ هزار تومان در بازار عرضه می‌شود که البته برخی کیف‌های برند قیمتی بیش از این دارند.
البته در فروشگاه های اینترنتی مانند دیجی کالا وضع کمی متفاوت و حتی گرانتر از بازار،نمایشگاه ها و مغازه هاست.
برای مثال قیمت یک بسته مداد رنگی ۴٨ رنگ فابرکاستل که در مغازه‌ها ٩۰ هزار تومان است، در سایت دیجی کالا ۱٨۱ هزارتومان به فروش می رسد.

*دفاتر دولتی وارد می شود!
سالیانه حدود ۱۴۰ میلیون دفتر در کشور استفاده می‌شود اما به دلیل اینکه کاغذ را با ارز آزاد خریده‌اند، قیمت این کالا هم بالا رفته است. از جمله اقلام مورد نیاز دیگر خودکار و مداد است که البته از سال گذشته تاکنون واردات مداد به کشور ممنوع شده و مقداری از مداد‌های وارداتی در گمرک مانده که هنوز ترخیص نشده است.
در این میان قرار بر این شد که ۱۰ تا ۱۵ میلیون جلد دفتر دولتی با قیمت مصوب سازمان حمایت در روزهای آینده در فروشگاه‌های زنجیره‌ای توزیع شود. این دفتر‌ها ۵۰ برگ و قیمت آن زیر ۲ هزار تومان است زیرا واردات کاغذ آن‌ها با ارز ۴۲۰۰ تومانی انجام شده است.
موسی فرزانیان، رییس اتحادیه نوشت‌افزار در توضیح این مسأله در مصاحبه ای اظهار می کند:
«طبق جلسه‌ای که با قائم مقام وزیر صنعت داشتیم قرار شد ۱۰ تا ۱۵ میلیون جلد که کاغذ آن با ارز ۴٢۰۰ تومانی وارد شده به کارخانه‌هایی که به صورت اتوماتیک تولید می‌کنند ارائه شود و در بحث توزیع با قیمت مصوب نیز وزارتخانه نظارت می‌کند.»

او ادامه می‌دهد: «در حال حاضر اجازه واردات مداد با ارز آزاد هم داده نمی‌شود؛ حتی برای واردات مداد‌های رنگی طراحی نیز مجوز داده نمی‌شود و افرادی مثل دانشجویان هنر یا نقاشان و طراحان با مشکل مواجه شده‌اند. ما پیگیر هستیم بتوانیم راهی برای واردات این اقلام پیدا کنیم، اما هنوز به نتیجه‌ای نرسیده‌ایم.»

راه رفته را باز می گردم و به ویترین های رنگارنگ فروسگاه هایی که به تمامشان سر زدم، دوباره نگاه می کنم. گویی تمام آنها، حکایت همان آوای دهل را دارند که از دور خوش است!
به تهران دود گرفته خیره می شوم. به کودکانی فکر می‌کنم که شروع مدرسه را بدون لوازم‌التحریر شروع می‌کنند و به خانم علیجانی با آن چادر خاکی اش،که آخر دست خالی به خانه بازگشت!

 
گران ترین لوازم تحریر بازار ایران اکنون متعلق به برند فابرکاستل است که به غیر از انواع نوشت افزار آن ، دو مدل از مدادرنگی های این برند با قیمت های ۴ میلیون تومان و ۲۷ میلیون تومان در بازار ایران فروخته می شود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *